سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
64
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
آوردهاند . « جندب » مىگويد : از شنيدن اين سخن « تكبير » گفتم ! سپس از جاى برخاستم و ركاب گرفتم و حضرت سوار بر اسب شد . من هم زره پوشيده و كمانم را بدست گرفتم و در ركاب حضرت على عليه السّلام حركت كردم . حضرت فرمود : اى جندب ! عرض كردم : لبيك ، يا امير المؤمنين ! فرمود : من قصد مبارزه با خوارج را نداشتم ؛ براى همين ، يك نفر قارى قرآن بسوى آنان فرستادم تا آنان را از تصميمى كه دارند منصرف سازد ، و آنها را به كتاب خدا و سنّت رسول او دعوت نمايد ، ولى خوارج بسوى او نيزه پرتاب كردند و او را به شهادت رساندند ! اى جندب ! اطمينان داشته باش كه در اين كارزار ، ده نفر از ما كشته نمىشود ، و ده نفر آنها از دست ما سالم در نمىروند . به اين ترتيب به لشكرگاه بازگشتم و مبارزه آغاز شد ( تا آنجا كه گفته است ) پس از آنكه از شك بيرون آمدم و چهره حقيقت رخسار خودش را بسوى من گشود ؛ به جنگ پرداختم تا پيش از نماز ظهر هشت تن از آنان را از پاى درآوردم و همانطور كه حضرت على عليه السّلام فرموده بود ، از ما بيشتر از ده تن كشته نشد ، و از آنها هم ، بيشتر از ده تن باقى نماندند ! « طبرانى » اين روايت را نقل كرده است . [ الرياض النضرة 2 / 222 ] از « اصبغ بن نباته » نقل است كه بهمراه حضرت على عليه السّلام در مسيرى ، به محل قبر امام حسين عليه السّلام رسيديم . حضرت على عليه السّلام فرمود : اينجا محل فرود آمدن مركبهايشان است ، اينجا محل اتراق آنهاست اينجا محل ريختن خون آنهاست ! آرى ، جوانانى از آل محمد صلَّى اللَّه عليه و آله در اين عرصه به شهادت مىرسند كه آسمان و زمين در شهادت آنها مىگريند ! مؤلف گويد : « ابن حجر » اين حديث را در [ صواعق ص 115 ] با اندك اختلافى نقل كرده است و مىگويد : « ملَّا » هم در « سيره » خود اين حديث را نقل مىكند . پس از اين فضائل حضرت سيد الشهدا عليه السّلام را در باب « خبر دادن على عليه السّلام از شهادت حضرت امام حسين عليه السّلام » كه خبرهاى بسيارى در مورد محل شهادت ايشان است ، خواهيم آورد .